راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

تولد 4 سالګی رامیلا خانم

  تولد رامیلا خانم که دایی آرش حسابی سو‍پرایزش کرد تاریخ 92/12/13 بود مرخصی ګرفته بود رفته بود براش کیک و کلاه و بادکنک ګرفته بود از همه مهم تر هم این خرس خیلی خیلی خوشکل که از خود رامیلا هم بزرګتر بود .   تولدت مبارک عزیز مامان . ...
12 فروردين 1393

تولد 3 سالگی رامیلا جون

                                                 تولدت مبارک دختر گلم       چند روز پیش تاریخ 91/12/13 تولد رامیلا خانم     بود و دختر قشنگم 3 ساله شد .     از شما دوستان عزیز متشکریم که برای ما پیام تبریک فرستادید .     ...
25 اسفند 1391

تولد 2 سالگي قشنگترين پرنسس دنيا

  امروز خيلي روز قشنگيه، بهترين روز براي من، تولد، تولد قشنگترين ثمره عشقم، تولد 2 سالگي فرشته كوچولي زيبام، امروز خاطره بر انگيزه، روزي است كه زندگيم تغيير كرد، امروز روزي است كه خاطرات زيباي از 2 سال گذشته تا به امروز هر لحظه و هر دقيقه اش و هر ساعتش خاطراتي را به همراه داشته و داره،   امروز ساعت 3:30 بعد از ظهر، روزي است كه راميلاي قشنگم به دنيا آمد .  عزيز دلم تولدت مبارك خيلي خيلي دوستت دارم . تولد           &...
13 اسفند 1390

تولد 1 سال و 11 ماهگی رامیلا جون

  تولدت مبارک عزیز دلم قربونت برم امروز هم رسید من هم چون خیلی سرم شلوغه و درگیر امتحاناتم هستم نتونستم خیلی بهت رسیدگی داشته باشم این روزها خیلی خیلی شیرین تر از قبل صحبت میکنی و کارهایی که انجام میدی خیلی جالب شدن و کنجکاوی هایی که میکنی خیلی قشنگ هستند. از اونجایی که امروز تولد 23 ماهگیت بود من امروز امتحانم خیلی خوب دادم یه جورایی شارژ شدم به خاطر اینکه برنامه ای هم برای تولدت نداشتیم تصمیم گرفتیم که من و بابایی ببریمت قلعه سحر آمیز ( که میشه گفت یک سرزمین بازی است و هر طبقه اش یک وسیله بازی وجود داره  که به درد گروه سنی های مختلف میخوره ) و یکمی تفریح کنیم, راستش واقعاً خوش گذشت رام...
17 بهمن 1390

تولد 1 سال و 10 ماهگی رامیلا

    یکی از مناسبتهای مهمی که گفته بودم امروز است که تولد رامیلا جونه .     قربونت برم مامانی انشاءا... هزار ساله شی .   امروز بر خلاف تمام روزها پرنسس کوچولوی نازم بدون بهانه گیری چشمهای نازش رو باز کرد و نگاهی به مامان ساناز کرد و لبخند زد بعد من هم لباساشو تنش کردم و بوسیدمش بعد هم راهی خونه آنا اینا شدیم که وروجک کوچولو رو بزاریم اونجا بریم سرکار . بعد از ظهر هم اگه خدا خواست میرم برای دخملکم یه چیزی میخرمو یه جشن کوچولویی میگیریم .    رامیلا جونم تولدت ٢٢ ماهگیت مبارک عزیزکم .     ...
13 دی 1390

تولد 1 سال و 9 ماهگی عسل خانم

    سلام دوستان جون جونی من خیلی وقته که بهتون سر نزدم خیلی دل من و رامیلا براتون تنگ شده بود تو این مدت هم خیلی از دوستان گلم به ما لطف داشتن و برامون پیام گذاشته بودن از همتون ممنونم، راستش خیلی خیلی سرم شلوغه، وقت نمی کردم که بیامو به وبلاگ سری بزنم در هر صورت دوستتون دارم و خیلی خیلی دلم برای همتون تنگ شده بود . جاتون خالی اینجا خیلی سرد شده این چند روزه که به تعطیلی خورده و روزهای عزاداری امام حسین (ع) است ما هم نذری داریم و حسابی مشغول جمع آوری و فراهم کردن وسایل مورد نیاز و تدارک چیدن هستیم راستی یادم رفت بگم برادرم هم از اصفهان با خانمش اومدن که این چند روزه پیش ما باشنو یکمی با هم خوش باشیم . &n...
13 آذر 1390

تولد 1 سالگي راميلا جون

                                                 اين عكس مربوط به 13/12/89 یک سالگی رامیلا است .                            براي تولد 1 سالگي راميلا رفتيم خونه مادر بزرگ و پدر بزرگ راميلا كه تولدش رو اونجا بگيريم وقتي براش ديوارها رو تزئين كرديم و بعد چشمش ب...
12 مرداد 1390
1